آمده تنها به حرم غرق خون

برده دلم را به عزا رهنمون

شیهه زند،هم نفسِ طبلِ غم

از بدن خسته شکسته ستون

پیک غم و شیون و اندوه شده

نادیِ یک ماتم انبوه شده

کی رسد این لحظه به امداد من؟

بغض عزا در دل من کوه شده

بی سـوار،بی قـرار

آمده از قـتـلـگـاه

ذوالجناح،خون نگار

با غم و با اشــک و آه

آمده اسب پدرم بی سوار          وای از این روزگار