بازم نشستم فکر کردم...ولی ایندفعه با هدف!

فکر کردم و دنبال چیزایی که منو خوشحال میکنه گشتم...

و دیدم قلبم داره اسم دوستام رو با فریاد بهم میگه!

حرف ها همیشه روی آدم تاثیر میزاره

حرفای دوستام و حرفای شما بلاگرا

روم تاثیر گذاشت...

باورم نمیشه دارم اینو میگم...ولی...

حالِ دلم خوبه :)

خوبه و خوشحال :)

انگار تازه فهمیدم چجوری با مشکلاتم کنار بیام :)

چجوری شاد باشم و چجوری قدر خدام رو بیشتر بدونم :)

خدایا...خدایا جونم...خدایی که با هیچی عوضش نمیکنم...

ممنون :)

بخاطر همچین بنده هایی که دور و برم آفریدی :)

و ممنون از همه ی شما آجیا و داداشای مجازی که حالِ دلمو خوب کردین :)

مشکلم هنوز حل نشده

ولی میخوام شاد باشم :)

میخوام با مشکلاتم کنار بیام و به ترسام غلبه کنم :)

دعا کنین و دعا میکنم که بتونم بهش چیره بشم :)

به قول محسن یگانه:

"یکی اون بالا حواسش همیشه به بنده هاشه"

پ.ن 1:امروز رو توی قلب و وبلاگم ثبت میکنم...اولین روزی که از ته دل به زندگی امید داشتم :)

پ.ن 2:از این به بعد میشم همون میس فاطمه ی دیوونه و خیالباف و خوشحال :)