من:هومممممم :/

وجدان:چیشده باز؟

من:باز؟؟؟

وجدان:آخه تو هرروز یه چیزیت هس :/

من:حوصلم پوکیده

وجدان:مگه رمانیو که دو هفته متنظرش بودی نگرفتی؟

من:چرا

وجدان:پ برو بخونش دیگه

من:داشتم میخوندم ولی دیگه حسش نی.یه ساعت دیگه باید برم زبان

وجدان:من نفهمیدم.تو الان دلت چی میخواد؟ :/

من:نمیدونم.میخوام با یکی حرف بزنم.هرکی باشه یا درمورد هرچی باشه مهم نیس

وجدان:خب با من حرف بزن!

من:آخه با وجدان خودِ آدم که حال نمیده

وجدان:خب برو زنگ بزن به دوستت

من:الان؟؟؟؟اصن چی بگم بهش؟؟؟؟

وجدان:خب چمیدونم!کاری جز حرف زدن نمیخوای انجام بدی؟

من:هوممممم.....؟