صداقت!

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    پسرخاله عشق اول و آخرمه!

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    اثبات!

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    سری جوک های "چیست؟"

    تـو یـه روز میشـی رییـس دنیـا !
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    این جمله ایی که موقع تولد اوباما یه پیگو بهش گفت!! (الکـی مثـلا)
    چیه ؟! نکنه فکر کردی با تو بودم ؟!
    خیلی خودتو قبول داریاااا

    قرتی چیست ؟
    .
    .
    .
    .
    .چایی که همراه با قر و حرکات موذون سرو میشه
    پسر چیست؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    موجودی دو پا از نسل درجه دو انسان که در مغزش چیز زیادی ندارد… فقط منتظر است پولی به دستش بیاید تا آن را دور بریزد و حیف و میل کند. البته از دیگر کار ها و مشغله هایش این است که در تابستان کولر را روشن کند و در زمستان بخاری را زیاد کند…
    بجز اینا کار مفید دیگه ای انجام نمیده خدایی
    خراب چیست؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    به خری میگویند که دراب افتاده است….!
    بگی شنیدم تحویل داعش میدمت!!
    شلوار کردی چیست؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    همون ساپورته
    فقط خـسـتـس!
    میفهمی؟!
    خـسـتـه!!
    دامن چیست !؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    پوشش پایین تنه
    زیرنداز همراه
    حوله
    خشک کردن ظروف غذا
    گرفتن آب بینی
    بادبزن
    مخفی کردن کادو
    هدایت کردن مرغ ها به طرف لانه
    و سایر موارد …
    تا اکتشافات بعدی بای بای!
  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    غذا ^__^

    حوصلم خعلی سررفته...واسه همین اومدم راجب غذا های مورد علاقم بگم

    البت مطمعنم خیلی کار سختی خواهد بود!چون من نود و نه درصد غذاها رو دوست دارم!

    قبل از هرچیز بگم که من بشدت عاشق دستپخت مامانمم

    راستی این پایینی ها به ترتیب نیست

    آبگوشت

    قرمه سبزی

    کباب

    جوجه

    مرغ

    جیگر

    ماکارونی

    سالاد ماکارونی

    سوپ شیر

    الویه

    آش رشته

    کوکو سیب زمینی

    چلو گوشت

    فسنجون

    قیمه

    البته ناگفته نماند بازم غذا هست

    ولی به دو دلیل نمیتونم بزارم:

    1-دیگه عقلم به جایی قد نمیده!

    2-تا اینجاشم فحش خوردم زیادی زده بالا!

    منتظر نظرات دلنشین شما عزیزان هستم!

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    خدایا شکرت !

    سلام!

    یعنی منو این همه خوشبختی مهالـــه مهالــه!

    امروز ریاضی و علوم و هنر و مطالعات اجتماعی داشتیم.و حالا وضعیت من:

    تمرینای ریاضی رو حل نکردم!(امتحان ریاضی هم داشتیم!)

    کارای کتاب علومم رو انجام ندادم!

    خطاطی تمرین نکردم!

    مطالعات نخوندم!

    یعنی به معنای واقعی "بدبخت"!امروز ساعت شیش و نیم صبح یادم افتاد باید کار های ذکر شده رو انجام میدادم!!!هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم جز اینکه بگم:

    "خدایا تو رو به خودت قسم میدم!امروزمو به خوبی و خوشی تموم کن!"

    و با همین جمله و تعداد بیشماری بسم الله و صلوات رفتم مدرسه.اونجا که رسیدم سریع شروع کردم تمرینای ریاضی رو حل کردن.تقریبا نصفش حل شد ولی کافی نبود.با سری افکنده رفتم ر کلاس.از قضـــــــا دبیر ریاضیمون فقط دفتر ریاضی رو میدید!!!اونجا بود که تو دلم بیشمار تا خدایا شکرت گفتم و امتحان ریاضی هم خدا رو شکر 20 شدم!

    حالا رفتیم واسه زنگ هنر!بچه ها میگفتن امروز طراحی داریم نه خطاطی.ولی من دلم هنوز آشوب بود.تا اینکه دبیر هنر گفت طراحیاتون رو میز که من باری دیگر یه شکر خدای جانانه تو دلم گفتم!

    زنگ سوم زنگ علوم!!تو زنگ علوم از همون اول مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفتم.جوری که اولا دبیر یکم دیرتر اومد و من تونستم بعضی از جداول علوم رو حل کنم،ثانیا دبیرمون خیلی آروم کارای بچه ها رو میدید،و ثالثا خیلی دیر نوبت من شد!و این یعنی یه خدا رو شکر دیگه هم برای زنگ علوم!

    زنگ آخر ترسناک ترین زنگمون بود...مطالعات!!!درسی که بشدت ازش بدم میاد و هیچوقت نتونستم باهاش کنار بیام!مهم ترین لطفی که من موردش قرار گرفتم این بود که به خاطر "تگ زنگ" زنگ مطالعات نیم ساعته شده بود!توی این نیم ساعت یک ربعش رفت واسه پرسش گروهی(یه لطف بزگ دیگه!)بعدشم وقتی که خانوم داشت می پرسید هنوز نوبت من نشده بود که زنگ خورد!

    هنوزم که هنوزه باورم نشده!یعنی اینننننننقدررررررر؟؟؟!!!

    آخرشم وقتی با رفقا از کلاس اومدیم بیرون یاد جمله ای که امروز صبح به خدا گفتم افتادم:

    "خدایا تو رو به خودت قسم میدم،امروزمو به خوبی و خوشی تموم کن!"

    بعد وسط حیاط مدرسه دوتا دستامو بردم بالا و با صدای بلند خدا رو شکر کردم!

    و دم آخری موجب شادی ملت هم شدم =))


    "خدایا شکرت"

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۸ آبان ۹۵

    چالش گوگولی بلاگر

    اینم عکس بنده واسه چالش بلاگفان عزیز:

    اینجانب فاطمه خوشمل ترین نی نی فامیل ^__^

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۸ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • جمعه ۷ آبان ۹۵

    مکالمه ی من و داداشم در چند دقیقه پیش

    من:احمد پاشو برو نوشابه بگیر

    سوییشرتشو پوشید و اومد تو پذیرایی

    احمد:کی نوشابه میخواست؟

    من:هممون

    احمد:نه دقیقا کی میخواست؟

    من:من و زینب(خواهرم)

    احمد:خودتون پاشین برین بخرین!

    من:عه چرا؟؟

    احمد:چون شماها میخواین

    من:عه؟؟منم امروز صبح صبحونه نمیخواستم شماها میخواستین.ولی آماده کردم

    احمد:ولی خودتم خوردی

    من:یعنی تو نوشابه بخری نمیخوری؟

    احمد:چرا میخورم

    من:پس برو بخر دیگه

    احمد:به من چه؟شماها میخواین

    من:یعنی تو نمیخوای؟

    احمد:چرا میخوام

    من:پس برو بخر

    احمد:میرم میخرم!

    بعدم کفششو پوشید رفت!

    .

    .

    .

    .

    .

    کلا خانواده ی شادی هستیم =)))

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۵ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • جمعه ۷ آبان ۹۵

    قالب جدید

    سلام

    الان داشتم قالبای بیان رو نگاه میکردم

    متاسفانه هیچکدوم به درد موضوع وب من نمیخورد

    ولی این یکی خیلی نظرمو جلب کرد

    من که دوسش دارم

    ولی مهم نظر شماست

    لدفا بگین همین خوبه یا عوضش کنم

    راحت باشین ناراحت نمیشم ^__^

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • جمعه ۷ آبان ۹۵

    وجیم نیست :(

    +آقا یعنی چی؟ :/

    هوا چرا انقد زود تاریک میشه؟! :/

    هنو ساعت شیش نشده خوردیم به شب

    مسئولین چرا رسیدگی نمی کنن؟؟؟؟؟؟

    ما همینجوریش اعصاب نداریم اینم تلپی اومد روش :///

    +وجی جونم کجایی؟دلم برات تنگیده :(

    دوستان کسی خبری ازش داره بگه لدفا

    من وجیمو میخوام :(

    درسته هرروز و هرشب باهم دعوا میکنیم :/

    ولی خو دوسش دارم دیه :(

    وجدان جووووووووووووووون :"(

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • پنجشنبه ۶ آبان ۹۵
    هروقت تونستی...
    توی بدترین شرایط...
    وقتی داری از درون نابود میشی...
    لبخـــ:)ـــند بزنی...
    اونوقت ثابت میشه متولد اسفندی...!