من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

سلام

حس کردم وقتشه یه فعالیتی بکنم =/

 

1-دیروز رفتم کلاس زبان.روز اول ترم جدید بودیم و تیچر جدید میومد.وووووییییییی یه جیگری بود که نگو ^^ 21 ساله با موهای خوشـــــگل زیتونی =) تازه کلی هم باهامون شوخی کرد و خندید ^^ اولین تیچر خــــیلی جوونمون هستش

 

2-دارم برای درس "کار و فناوری" ـمون یه "یا زهرا" با چوب و اره مویی میبرم.میخوام روی یه چوب دیگه بچسبونم خوشگل بشه بعد واسه تولد مامانم بهش هدیه بدم ^^ آخه اسمش زهرا ـه ^^

 

3-امروز بعد از مدرسه فاطمه شوخیش گل کرد شروع کرد لوووووووس حرف زدن!هی میگفت:"عجقم!عسیسم!"من و لیلا هم داد میزدیم و فرار میکردیم از دستش!یعنی به حدی بدم میاد از این مدل حرف زدن که نزدیک بود همونجا اوق بزنم :/ تو روحت فاطمه :/

 

4-به پیشنهاد لیلا دارم یه رمان برای خودم و خودش و سوگل و سوگند و فاطمه مینویسم.اینقده قشنگ شده ^^ بچه ها هم خیلی خوششون اومده ^^ البته قرار گذاشتیم کسی جز ما پنج نفر اون داستان رو نخونه.حالا ریحانه هی اصراااااار اصرار که بزارین منم بخونم مردم از فضولی!

 

5-یکشنبه انشا داشتیم راجب "آسمان شب".من خعلی قشنگ نوشتم و کلی ذوق داشتم که برم بخونمش ^^ ولی هرچی دستمو بلند میکردم خانوم منو نمی برد :( آخه ته نشسته بودم :( آخرشم که زنگ خورد و من آرزو به دل مونـــــــــدم :( اعصابم خورد شده بود هی سرمو از پشت به دیوار میزدم.هی بچه ها میگفتن عب نداره هفته ی بعدی هم هست.من گوش نمیدادم.انقدر زدم که درد گرفت :(

 

6-چندوقت پیش رفتم نونوایی نون بگیرم.عجله هم داشتم.پسره جلوی شیشه به دستاش تکیه داده بود منم عین جت جلوش ظاهر شدم گفتم:سلام!یدونه ساده."گفت:"ترسیدم!"بعد رفت یه نون برام آورد گفت:"اینم یه نون عالی برا آبجی!" منم ذوق کردم و آروم خندیدم ^^ خیلی خوشم میاد یه پسر غریبه بهم بگه آبجی ^^ خب هرچی باشه بهتر از تیکه انداختنشونه

 

7-عااااااااااشق خانوم جعفری ام ^^ معلم تفکر وسبک زندگیمونه.اصن لنــــــــگه نداره این بشر ^^ کــــلا ما رو "خوشگلا" صدا میکنه همشم ازمون تعریف میکنه ما ذوق مرگ میشیم ^^ مشاور مدرسه هم هست =)

 

8-فاطمه سرشو گذاشته روی شونم میگه:"آخــــی شونت خیلی نرمه!" =| من با چهره ی پوکر فیس میگم:"اونوخ این یعنی چی؟!" میگه:"یعنی شونت مثل بالشت میمونه!" =||||||||  مگه شونه هم میتونه نرم باشه؟ =|

 

9-امروز بعد از یه مدت کتابخونه ی مدرسه رو باز کردن ^^ کتابای جدید آوردننننننننننن ^^ من و فاطمه هم که بدجوررررر ذوق کردیم ^^

 

10-عنوان از حافظ :)

 

11-مام!...مامی!...ماما!...ما!

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵

    کعبه

    از کعبه پرسیدم:

    تو از خاکی منم از خاکم

    پس چرا باید به دور تو بگردم؟

    کعبه گفت:

    تو با پا آمدی دورت نگشتم

    برو با دل بیا دورت بگردم

    نتیجه تصویری برای کعبه

    یه لحظه دلم هوای مکه رو کرد :)

    با اینکه قبلا رفتم ولی خیلی دلم میخواد بازم برم

    حس فوق العاده ای داره اون لحظه ای که

    قبل از ورود به صحن حرم سجده میکنی

    و بی اختیار از چشمات اشک میاد :)

    انشاالله همه بتونن به این بهشت دوم پا بزارن

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵

    چرا...؟

    سلام

    یه سوال

    چرا وقتی من دارم از خیابون ، پیاده رو یا هرجای دیگه ای رد میشم

    و یه پسر هم از کنارم رد میشه

    حتما باید زیرلب آهنگ بخونه؟

    نخندین

    خواهش میکنم نخندین

    میدونم از من بعیده ولی اینبار دارم جدی حرف میزنم

    الان باید گریه کرد ، باید عصبانی بود

    باید تاسف خورد به حال خودمون و مملکتمون

    چرا باید همچین آدمایی توی یه کشور شیعه باشن؟

    چرا باید چادر یه خانوم رو توی خیابون از سرش بکشن؟

    چرا باید یه دختر بخاطر اینکه پسره عکساشو توی اینترنت منتشر کرده...خودشو آتیش بزنه؟

    چرا باید یه خانوم متاهل با یه مرد دیگه رابطه داشته باشه؟

    چرا باید یه دختر پیش دوستاش از دوست***پسر جدیدش حرف بزنه؟

    چرا باید یه پسر تعداد دوست***دختراش به تعداد روزای تولدش باشه؟

    چرا باید توی کشوری که اسمش جمهوری اسلامی ایرانه همچین کسایی باشن؟

    مگه ما نسل آینده ساز نیستیم؟

    مگه شماها الگوی ما نیستین؟

    چرا اینجوری شده؟

    واقعا...

    چرا...؟

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۲۰ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵

    سر رفتن حوصله؟!

    سلام

    باااااز هم سر رفتگی حوصله :/

    اصن لامصب گیرررر داده به من ول نمیکنه!!

    واسه همین نشستم فکر کردم و چندتا سوال طرح کردم

    طبیعتا همه باید جواب بدن :|

    ولی اگر نخواستین میتونین به بعضیاش جواب ندین

    خب دیگه شروع میکنیم:

    1-اسم واقیت چیه؟

    2-چند سالته؟

    3-از چه جایی بیشتر از همه جا خوشت میاد؟

    4-کجا خیلی آرامش داری؟

    5-کدوم کشور خارجی رو دوست داری؟

    6-چه مراسمی رو بیشتر از بقیه دوست داری؟

    7-از چه تیپی خوشت میاد؟

    8-نقطه قوتت چیه؟

    9-نقطه ضعفت چیه؟

    10-کدوم اخلاقت قوی تر از بقیس؟

    11-بزرگترین ترس زندگیت چیه؟

    12-دلت بیشتر برای کیا میسوزه؟

    13-چه چیزی آزارت میده؟

    14-تا حالا عاشق شدی؟

    15-احساس خوشبختی میکنی؟

    پایان!

    جوابای خودم توی باقی پست هستش ^^

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۲۳ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵

    اشک مادر

    مرگ یک زن زمانی میرسد

    که معشوقش به او خیانت کند

    اما مرگ یک مرد را

    اشک مادرش معنا میکند

    بخاطر آهنگا ممنون :)

    عالی بودن :)

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۹ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵

    زندگی ها مجازی شدند...
    انسان ها دیگر آنتن نمی دهند...
    و چشمِ امیدمان
    به دکمه ری استارت خشک شد...