عنوانو بعد از دو روز نجات دادیم!

طفلکی عنوان!

ممنونیم از پدر آقا  محمد که اومد و عنوانو درآورد =)

(آتش نشان هستن)

نتیجه تصویری برای ‪Firefighters anime‬‏

بعله!

و می رسیم به اینجا!

اتاق بنده اندر دوران تحصیل :|

+

...همیشه لبخند بزن...

...حتی اگر در اوج ناراحتی به سر میبری...

...این را بدان...

...که ممکن است با غم تو خیلی های دیگر هم غمگین شوند...

...به خاطر آنها هم که شده...

...لبخــ:)ـــند بزن...

...هرچقدر هم که سخت باشد...

+

...یه آه...

...یه بغض...

...یه بار که روی دوشت سنگینی میکنه...

...همه ی اینا کنار هم...

...میشه یه قفس...

...قفسی که کلیدشو ازت دزدیدن...

+

...بعضی وقتا...

...میشه با یه شاخ گل...

...دنیای یه نفر رو تغییر داد...

...فقط نباید سخت گرفت...

نتیجه تصویری برای ‪anime girl crying‬‏

+

عاشق این آهنگم :)

آرامشش فوق العادس

از دستش ندید :)

 


دریافت

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۲۶ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵

    عنوان تو دستشویی گیر کرد o_O

    یه سری آدما هستن

    میخوان خوب باشن...بقیه دوسشون داشته باشن...بهترین باشن

    طفلیا تلاش خودشونو میکنن

    ولی یه سری دیگه هستن نمیخوان اینا موفق بشن

    هی سنگ میندازن جلو راهشون

    واسه همینه که ما آدما رو دو دسته میکنیم:

    مظلوم و ظالم

    مظلوم اونیه که تمام تلاششو میکنه

    تا خوب باشه و خوبی کنه

    ولی ظالم اونیه که تلاش هاش رو به باد میده

    کسی که بد مظلوم رو میخواد و اذیتش میکنه

    بیاین جزو دسته ی دوم نباشیم :)

    نتیجه تصویری برای ‪Helping anime‬‏

    بعد از امتحان با دوتا از رفیقام جلو در مدرسه بودیم.بعد یکیشون هی داشت از انیمه ی جدیدی که دیده بود تعریف میکرد،من و اون یکی دوستم وسطش حرف میزدیم میخندیدیم

    آخر رفیقم عصبانی شد با صدای بلند گفت:عاقااااااااااااا!!!

    هیچی دیگه هرچی عاقا اونجا بود برگشت به رفیقم نگا کرد!!!دوستمم مرده بود از خجالت خودشو تو بغل من قایم کرد.خداییش سه تا مرد بیشتر نبودن ولی به هرحال خجالت داره دیگه!من و اون یکی دوستم زمینو گاز میزدیم این طفلی هی میگفت:غلط کردم!

    خیلی خلیم میدونم =)

    Anime girls Original characters Anime

    بزرگترین چالش توی زندگیم میدونین چیه؟!

    البت اگر معنی چالش همونی که فکر میکنم باشه یه چالش محسوب میشه :|

    چالش=یه بار که مجبور بودی بین چندتا چیز یکی رو انتخاب کنی(درسته؟ :|)

    ترم 1 و 2 کلاس زبان مختلت بود(قابل ذکره که من از همه ی همکلاسی هام بزرگتر بودم :دی)نشستم روی یکی از صندلیا که یه صندلی خالی با در ورودی فاصله داشت.صندلی اونوریم هم خالی بود که یکی از پسرا اومد نشست روش!هیچی معلممونم اومد و چند دقیقه بعد یه خانوم واسه بررسی سطح زبان آموزا اومد داخل و عد نشست وردست من!رو همون صندلی ای که چسبیده بود به در!

    چشمتون روز بد نبینه!نمیدونم چه مرضی داشت این بازرسه همش تو حلق من بود!فکر نکنم از عمد ولی هی خودشو به صورت من نزدیک میکرد.منم باید ازش فاصله میگرفتم دیگه.میومدم عقب میدیدم هی دارم به پسره نزدیک میشم!!پسره هم اصن تو باغ نبود!همه به حرفای معلم گوش میدادن من این وسط گیر کرده بودم کدوم وری برم!آخرش با هزار بدبختی خودمو به مدت 15 دقیقه وسطشون نگه داشتم!

    یعنی اگه به پسره میخوردم هم بازرسه هم پسره رو جرواجر میکردم.والا به قرآن :|

    یکی از بهترین فانتزیام اینه که یه روز بشم رئیس جمهور ایران!

    بعد اولین کاری که بکنم اینه که بگم هیچکس حق نداره با خودرو بره بیرون!همه یا با اتوبوس یا با دوچرخه!

    بعدشم بگم به تمام بچه های کار یه چوب بدن،برن اونایی رو که بهشون ظلم میکردن به باد کتک بگیرن!با ضمانت کامل اینجانب!

    آخ اگه میشد چی میشد =)

    یکم طولانی بود خودم میدونم =|

    ولی ناشکری نکنین!از این بیشترشم دیدم!

    تازه مقدار این پست نسبت به بقیه فوق العادس =|

    پس غر نزنین  و بخونین =)

    ممنون از اونایی که تا این پایین اومدن ^^

    فعلا

    پ.ن:یکی بره عنوانو نجات بده  O_o

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۳۸ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵

    عنوان رفته دستشویی :|

    سلامی دیگر :)

    خو راستش الان بهترم

    اونم دلیل داره:امتحان ریاضیمو عالی دادم ^^

    البت مطمعن نیستم عالی باشه ولی بهش امید دارم :)

    میگم چه بدبختی ای کشیدما!24 تا پستِ بچه ها رو نخونده بودم :|

    آسفالت گشتم :|

    خلاصه اینکه الان باز برگشتم رو سرتون هوار شم :)

    ناه ناه ناه ناه!

    اهم اهم!بهتره حواسم به خودم باشه که باز وجی نیاد گیر بده :|

    وجی جونمو دوز دارم ^^

    اینگده حال میده حرص دادنش که نگو ^^

    خب بیخیال!من برم پست بنویسم

    منتظر یه پست گنده باشین :))

    فعلا ^^

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۲۱ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۱۱ دی ۹۵

    :| :(

    سلام

    بی مقدمه میگم:اصلا حال ندارم :/

    میدونم چندوقته به وباتون نیومدم و نظر ندادم

    آخه حسش نی :|

    نمیدونم چرا ولی حوصله ی وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی ندارم

    نگران نیستم.چون هرچند وقت یه بار اینجوری میشم :/

    فقط خواستم اعلام حضور کنم و بگم:زندم :|

    اگه وبتون نیومدم دلخور نشین

    فط وب چند نفر رفتم

    اونا هم چون فکر میکردم شاید مطالبشون واسه سن من سرگرم کننده باشه

    یا شایدم...چمیدونم :/

    اینم یکی از هزاران سوالایی که جوابشون رو نمیدونم :/

    دیگه حرف خاصی نیس

    خدافظ تا وقتی حالم برگرده سر جاش!

    نتیجه تصویری برای ‪Anime sleep on the table‬‏

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۹ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • جمعه ۱۰ دی ۹۵

    چرا...؟

    از خدا پرسیدم:

    چرا فاسدا خوشگل ترن؟!

    چرا آدمای الکلی و سیگاری باحال ترن؟!

    چرا با اونایی که دیگرانو مسخره میکنن بیشتر به آدم خوش میگذره؟!

    چرا اونایی که خیانت میکنن،تهمت میزنن،غیبت میکنن و دروغ میگن موفق ترن؟!

    چرا همیشه بدا بهترن؟!

    خدا گفت:

    پیش من یا پیش مردم...؟

    دیگه چیزی نگفتم...

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۵ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵
    هروقت تونستی...
    توی بدترین شرایط...
    وقتی داری از درون نابود میشی...
    لبخـــ:)ـــند بزنی...
    اونوقت ثابت میشه متولد اسفندی...!