به سفارش یه دوست :)

  • ۳ پسندیدم
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • جمعه ۲۰ اسفند ۹۵

    بهاری طور :)

    زمـسـتـان گـفـت:سـردت مـیـشـود!

    بـهـار گـفـت:تـو را نـیـز گـرم مـیـکـنـم...

    زمـسـتـان گـفـت:گـل هـایـت در مـن مـیـمـیـرنـد!

    بـهـار گـفـت:در مـیـان تـو شـکـوفـه مـیـکـنـم...

    زمـسـتـان گـفـت:بـاد مـن تـو را مـی لـرزانـد!

    بـهـار گـفـت:تـرنـم مـن جـهـان را آرام مـی کـنـد...

    زمـسـتـان گـفـت:درخـت هـایـم مـانـعـت مـیـشـونـد!

    بـهـار گـفـت:شـاخـه هـایـت را تـازه مـیـکـنـم...

    زمـسـتـان گـفـت:انـسـان هـا را نـا امـیـد مـیـکـنـم!

    بـهـار گـفـت:روحـشـان را بـیـدار مـیـکـنـم...

    زمـسـتـان گـفـت:هـرطـور شـده جـلـویـت را مـیـگـیـرم!

    بـهـار گـفـت:و مـن بـه آرامـی لـبـخـنـد مـیـزنـم...

    نویسنده:تخیلات فاطمه خانوم :)!

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • پنجشنبه ۱۹ اسفند ۹۵

    لذت بخش ترین چیز؟

    امروز با احمد [داداشم] بیرون بودیم.تو راه برگشت داشتیم درمورد اینکه لذت بخش ترین چیز توی زندگی چیه حرف میزدیم

    من:لذت بخش ترین چیز توی دنیا یه کامپیوتر و اینترنت نامحدود با سرعت بالاست!بدون هیچ کسی که بخواد درمورد زیاد نشستنت گیر بده

    احمد:لذت بخش ترین چیز اینه که بری "مسلم" یه پرس گردن بخوری،بعد یه تاکسی بگیری تا جلو در خونه!بیای خونه بگیری تخت بخوابی.بعد بلند شی "Game of Thrones" ببینی!اصن زندگی یعنی این!

    من:از تو بهتر از این انتظار نمی رفت :|

    +

    نتیجه تصویری برای پای کامپیوتر نشستن

    پ.ن:شما چطور؟ :)

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • پنجشنبه ۱۹ اسفند ۹۵

    وای عالیه :)))

    دریافت


  • ۲ پسندیدم
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۱۸ اسفند ۹۵

    زیر تریلی نری تو رونیکا :]

    سلام

    میگم این نبات و آبجوش اختراع نشده بود،مربی های بهداشت چه می کردن؟ ://

    +

    ژله که میگن همین سوگل رفیق منه :| نیگاش میکنی دو متر پرت میشه اونور :|

    +

    دیروز روز آخر ترم بود.فاینالم داشتیم.من و رونیکا زودتر از بقیه رسیده بودیم و به پیشنهاد رونیکا رفتیم زیر بارون قدم بزنیم.یکم که راه رفتیم رسیدیم به یه دیوار مهربانی که روش فقط یه کیف کوچیک مخصوص گوشی بود.رونیکا گفت بیا ببریمش واسه تینا (تیچرمون) :| گفتم دیوونه نکن اینکاراتو!میگه بیا ببریم بابا یکم میخندیم! هیچی دیگه آخرم کیفه که روش عکس باب اسفنجی بود رو برداشت :|

    رفتیم سر کلاس تینا که اومد رونیکا رفت داد بهش.طفلی چیقدر ذوقید :] قرار بود آخر کلاس بهش بگیم از روی دیوار مهربانی برداشتیم،اینقدر ذوق کرده بود دلمون سوخت :] طفلی!جیگرم کبابید :]

    +

    میگم یه وخت زحمت نکشید جواب سلام بدینا :]

    جیزه :]

    بعدا نوشت:آواتارم خوبه؟ :]

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۵ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۱۸ اسفند ۹۵

    معنای واقعی استرس :|

    شوخی

  • ۷ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۱۷ اسفند ۹۵

    تفلد ^^

    シンプル のデコメ絵文字 یه اسفندی دیگه シンプル のデコメ絵文字

    シンプル のデコメ絵文字 جیییییییییییییییییییغ シンプル のデコメ絵文字

    シンプル のデコメ絵文字 آیم وری وری هپی シンプル のデコメ絵文字

    シンプル のデコメ絵文字 آقا محمد حسین مبـــــارک باشه تولدت シンプル のデコメ絵文字

    نتیجه تصویری برای متولدین اسفند

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • دوشنبه ۱۶ اسفند ۹۵

    بیشتر اون دوتای آخری مهمه

    سلام
    مطالعاتو گند زدم :|
    6/25 از 10 :|
    اوه شعت!
    هی من میگم ازین درس متنفرم تو کتش نمیره :|
    برو بمیر اصن :|
    ایش :|
    +
    -خستم
    -خفه باو!توی بیشعور که همیشه خسته ای!خب خبرت شبا تا ساعت 12-1 بیدار نمون بگیر بکپ که فرداش هی نگی خستم خستم رو مخ ما راه بری!
    {اصن این حد از علاقه ی رفقا نسبت به من قابل درک نیست :|}
    +
    بدترین حس رو وقتی پیدا میکنی که هندزفری تو گوشته و یه نفر بغل دستت هی باهات فک میزنه :|
    +
    فاطی هی لپ لیلا و سوگل و سوگند و منو میکشه،بعد نوبت خودش که میشه جیغ جیغ میکنه :|
    رو اعصاب یعنی این :|
    +
    بگید چه مدل آهنگی دوست دارید(رپ،عشقولانه،غمگین،شاد،خود درگیر :|)
    هویجوری میخوام بدونم :)
    +
    چند میگیری بری؟
  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۷ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • يكشنبه ۱۵ اسفند ۹۵

    مکالمه ی من و داداشم :|

    -این فوتبال چی داره که هم نگاش میکنی هم بازی میکنی؟!

    +این کارتونا چی داره که هم نگاشون میکنی هم عکساشو دانلود میکنی؟!

    -دوست دارم!

    +منم دوست دارم!

    -کارتونای من تکراری نیست!

    +فوتبال منم تکراری نیست!

    -من یه چیزی ازشون یاد میگیرم!

    +منم فوتبال بازی کردن یاد میگیرم!

    -من با کارتون دیدن دست و پام زخمی نمیشه!

    +منم با فوتبال بازی کردن عاشق نمیشم!

    -من از فوتبال متنفرم!

    +منم از کارتون متنفرم!

    -پس یعنی از پلنگ صورتی هم متنفری؟!

    +پس توام از رونالدو متنفری؟!

    -اصن غلط کردم!

    +نباید می کردی!

    -چیکار کنم بیخیال شی؟؟

    +برو دو تومن تخمه بگیر الان فوتبال شروع میشه!

    - :|

    I love my family 

  • ۸ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • يكشنبه ۱۵ اسفند ۹۵

    دیدم بیکارم،گفتم پست بزارم :/ :)

    سلام

    عجیـــــــــبه !!
    نمیدونم !!
    شاید دعاهام جواب داده !!
    وجدان:چیشده؟؟
    من:فاطی سرم غر نزد !!!
    وجدان:برو بمیر :/
    من:وا :|
    وجدان:گفتم چیــــــــشده که این اینجوری میکنه!
    من:اصن برو نبینمت -_-
    +
    توی داستانی که سوگل داره از ما پنج تا(من،سوگند،خودش،فاطی،لیلا)می نویسه
    عــــــــاشق شخصیت خودم شدم ^^
    البته شاید عجیب باشه :)
    چون توی داستان من یه دختر عصبی،زورگو،دعوایی،بدجور قوی(!) و نابغه ام!
    البته داستان کمدی هستش و نقش من درواقع یجورایی ته خندس :)))
    لازم به ذکره که من توی واقعیت هم تقریبا همینجوریم !
    +
    هامممممم :)
    +
    فکر کنم قدیمی شده ولی خیلی دوسش دارم :)
     
     
  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۷ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵
    مثل ساحل آرام باش...
    خواهی دید که دیگران...
    مثل دریا بی قرارت می شوند...