^__^

سلام

الان میخوایم با اهالی بریم بیرون

شام میریم ساصد

جییییییییغ خعلی خوشحالم

خیلی وقت بود ساصد نرفته بودیم دلتنگ بودم

ببخشید که داستانو نزاشتم

دیروز که عاشورا بود

امروزم نتونستم پای کامپیوتر بشینم

ولی ایشاالله فردا میزارم

راستی توی منو 

یه قسمت درست شده به نام "دورهمی"

اونجا میتونید باهم حرف بزنید

یجور چترومه

دوستون دارم

بای

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۶ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵

    آه...

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۵ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۲۱ مهر ۹۵

    صحنه هایی از عاشورا

    تابلوهای نقاشی هنرمند جوان «حسن روح‌الامین» به زیبایی توانسته واقعه بزرگ عاشورا به مخاطب نشان دهد.


    عنوان اثر «میوه دلم»؛ لحظه‌ای که امام حسین (ع) حضرت علی‌اکبر (ع) را به سمت میدان جنگ بدرقه می‌کنند.


    عنوان اثر «جوانان بنی هاشم بیایید» صحنه مربوط به شهادت حضرت علی اکبر (ع). بنی‌هاشم در حال انتقال پیکر ایشان به خیام هستند.


    «من الغریب الی الحبیب»؛ امام حسین (ع) بر بالین حبیب‌بن مظاهر در کربلا


    وداع امام حسین (ع) با اهل حرم


    قتلگاه امام حسین علیه‌السلام؛ سپاه یزید به سمت امام حسین (ع) یورش برده‌اند؛ روح الامین در این تصویر امام حسین (ع) را در نور نشان داده است.


    «قتلگه دریای خون شد، شمر با خنجر برون شد»


    «خیز ای خفته به صحرا بنگر محمل زینب»؛ این تصویر حضور حضرت زینب (س) در قتلگاه را نشان می‌دهد.

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۲۱ مهر ۹۵

    یا حسین

    خالق عشق و محبت یا حسین
    ای قتیل دشت غربت یا حسین

    ای گل صحرا نبرد فاطمه
    ای صفای آل عصمت یا حسین

    ای که جانت سوخت از لب تشنگی
    ای فدای کام خشگت یا حسین

    آن قدر سوز عطش بالا گرفت 
    تا که شد بی نور چشمت یا حسین

    تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت
    یا بمیرم یا شهادت یا حسین

    یکشبه راه مرا کوتاه کن
    با نگاهی از محبت یا حسین

    دوست دارم پیشت آیم لحظه ای
    تا نمایم با تو صحبت یا حسین

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۰ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۲۱ مهر ۹۵

    نقش زندگی...

    گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی 

     با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

     

    گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

     تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

     

    گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

    عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

     

    گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم 

     راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

     

    گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

    عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

     

    گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

     در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

     

    گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

    فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

     

    گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

    گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

     

    گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق 

     عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

     

    گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) 

     گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • چهارشنبه ۲۱ مهر ۹۵

    آن کیست...

    یا حسین

     

    آن کیست اندر هر بلا ، با تو وفاداری کند

    با قلب و شعر و دست خود از تو طرفداری کند

     

    آن کیست کز بهر خدا، پیش تو از خود بگذرد

    با امر تو سقا شود ،  یا که علمداری کند

     

    آن کیست ماه هاشمی حب و حیایش دائمی

    تا بود خصم جرات نداشت ، تا فکرِ آزاری کند

     

    آن کیست مولایش تویی، چون بنده آقایش تویی

    پیش از تو و طفلان تو ، از آب، دست عاری کند

     

    آن کیست که بی چشم و دست، با آن عمود بر فرق سر

    در فکر این است تا چه شکل حالا تو را یاری کند

     

    آن کیست جز عباس تو ، در قلب پر احساس تو

    داغش کمر را خم کند ، اشک تو را جاری کند

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۲۰ مهر ۹۵

    .......

    دستانش را بریدند تا از حسین دست بکشد !
    می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است ، هدف تیرها کردند قلبش را …
    گفتند در سرش هوای حسین است ، چه کنیم ؟
    اینجا بود که پای عمود آهن به میان آمد …

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۲۰ مهر ۹۵

    مریز...

    هرچند تیر ، مشک و دلم را دریده است
    ای آب همتی کن و تا خیمه ها مریز …

  • ۱ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۲۰ مهر ۹۵

    یا اباالفضل العباس

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۲۰ مهر ۹۵

    فقط...

    گفت قصد جنگ ندارم ، فقط آب !
    باور ندارید ؟ این دو دست باشد پیش شما ، فقط آب !
    تیرهایتان به روی دیده ، فقط آب !
    و بعد صدای حسین بلند شد ، فقط آه …

  • ۰ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • 💖 miss fatemeh 💖
    • سه شنبه ۲۰ مهر ۹۵
    ღ لبخنـــ:)ــد بزن ღ
    ღ عاشـ❤ــق شو ღ
    ღ به دنیا اهمیت نده ღ
    ღ سرت رو بالا بگیر و فریاد بزن ღ
    ღ یه کلام ღ
    ღ خودت باش و لذت ببر ღ
    :)