عاغا یکی اینا رو بگیره!!!

سلام

همه دارن میرن چرا؟؟؟؟

سنسه،محمد،آجی حدیث،آندرومدا،لانتوری...

خو یعنی چی؟؟؟ :(

ما دل نداریم؟؟؟ :(

الان شما این همه از رفتن حرف میزنین فکر نمیکنین ما هم بی میل بشیم؟؟

لطفا نرین دیگه :(

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۶ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • پنجشنبه ۲۴ فروردين ۹۶

    پدر من...

    پدر من همونیه که وقتی چشم به دنیا باز کردم آروم توی گوشم اذان گفت
    پدر من همونیه که وقتی برای اولین بار به جای  "بابا" گفتم "ماما" به شوخی شکایت کرد و خندید
    پدر من همونیه که وقتی زمین افتادم دستمو گرفت و راه رفتن یادم داد
    پدر من همونیه که وقتی کیف قرمز خوشگله رو خواستم فقط لبخند زد و برام خرید
    پدر من همونیه که وقتی خسته و کوفته از سرکار اومده بود روی زمین قوز کرد تا من پشتش سوار شم و بازی کنم
    پدر من همونیه که وقتی معلمم سرم داد زد کاری کرد معلم از مدرسه اخراج بشه
    پدر من همونیه که وقتی کوچیک بودم و پسرا گریم انداختن جوری گوششون رو پیچوند که دیگه سمتم نیومدن
    پدر من همونیه که وقتی شب سردم شده بود کتش رو بهم داد و زیر اون برف فقط لبخند زد
    پدر من همونیه که وقتی ساعتی که خیلی دوسش داشت رو شیکوندم ناراحت شد ولی گفت یکی دیگه میخرم
    پدر من همونیه که وقتی رضایتنامه ی اردو رو دادم بهش به جای مخالفت فقط گفت زیاد هله هوله نخور!
    پدر من همونیه که وقتی میخوایم بریم بیرون با ذوق چادرمو سرم میکنم و بهش میگم حاضرم تا لبخندشو ببینم
    پدر من همونیه که وقتی توی بیمارستان بستری شد بغضمو قورت دادم تا یه وقت ناراحت نشه
    پدر من همونیه که وقتی لبخندشو میبینم دنیام رنگی میشه
    پدر من همونیه که اگه ازدواجم کردم بازم میشینم باهاش منچ بازی میکنم
    پدر من همونیه که طاقت دوریشو ندارم
    پدر من همونیه که نظرش اولویت اولمه
    پدر من همونیه که تنهام نمیزاره
    پدر من....روزت مبارک :)


  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶

    دردِ منِ بلاگر :/

    اه :/

    ای کاش یه قابلیتی توی وبلاگا بود که خبر میداد فلانی جواب کامنتتو داده

    28 بار رفتم وبلاگاتون و برگشتم.هر بارم یادم میرفت جواب دادین ://////

  • ۸ پسندیدم
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • يكشنبه ۲۰ فروردين ۹۶

    همه چی آرومه ولی من حس خاصی ندارم :|

    سلام

    خیلی بدم میاد از اینکه یه روز در حد مرگ اعصابت خورد بشه

    بعد فرداش عین این بچه 3 ساله ها سر ذوق باشی :/

    اه آخه سن بلوغ واسه چی باید اینجوری باشه؟ :/

    وجدان:همه ی اینا رو گفت که بگه الان نسبت به دیشب حالش خیلی خوبه :|

    بعله بعله منظورم همین بود :))

    +

    مطالعات که هیچی -___-

    ولی عربی رو خوب دادم :))

    +

    جییییغغغغغغغغ فردا باید کادوی لیلا رو بدمممممم!!

    خیلی ذوقیدم کلی هم هیجان دارم :))))

    خدا کنه خوشش بیاد خدا کنه خدا کنه خدا کنــــــــــه ^^

    +

    لیلا با نهارا زیاد خوب برخورد نمیکنه :/

    کلا خواهر بزرگِ بدجنسیه :/

    میگفت:« یه شب شام ماهی داشتیم.مامانم یه تیکه ی خیلی صافشو مثل همیشه داد به من ^^

    نهارا مثل همیشه اومد روی پای من نشست :/

    بعد قاشقش رو برداشت و تق تق!! زد رو ماهیم T_T ماهیِ صاف و یه دستم نابود شد T_T

    منم زدم زیر گریه!هی به مامانم میگفتم:من دقیقا همونو میخوام!من ماهیمو میخوام!

    مامان بابام همینجوری نگام میکردن فقط! (عادت کردن به کارای لیلا :|)

    از اونور نهارا اومد دستشو بزاره روی شونم که من جا خالی دادم و رفت توی سفره!!

    کاملا هم حقش بود! »

    ما: :|

    چقدر زدیمش!!

    خیر سرش 13 سالشه سر یه غذا گریه میکنه :|||||

    +

    شمام نصفه شب بالشتتون رو برعکس میکنین؟؟

    خعلی حال میده لامصب :)))))

    انگار از استوا میری قطب!!

    +

    خوشی هاتون مستدام :))

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۲۸ ]
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • يكشنبه ۲۰ فروردين ۹۶

    نمیدونم چرا ولی از بعد از عید بی اعصاب شدم...

    سلام

    درس خوندنم به درد عمه ی گرامی هم نمیخوره :/

    اه اه اه اه ااااااااه :/

    وجدان:مطالعاتو تقریبا گند زده.اگه حرف زشتی زد به دل نگیرین اعصاب نداره -__-

    ایییییی بمیری فاطیییییییی!!!

    یعنی فقط میخوام سرمو بکوبم به دیوار ://////

    خودمو کشتم یه سوالو حفظ کنم آآآآآآآخرشم نتونستم جوابشو بنویسم!!!

    ای خااااااااعک ://////

    من این مدرسه رو به خون میکشممممممممم :////////

    ...

    اَه :'(

    +

    امروز روز خوبی نبود...

    نمیدونم....حس میکنم کارام درست نبود...

    کسی چیزی بهم نگفت ولی خودم...

    نمیفهمم...

    امروز هیچی خوب پیش نرفت...

    اه چرا یهو اینجوری شد.....؟؟؟؟؟


    پ.ن1:یگی واقعا شرمنده ولی فعلا نمیتونم با کسی حرف بزنم...

    پ.ن2:جدی جدی دارم عقلمو از دست میدم :/

  • ۱ پسندیدم
    • ஜ miss fatemeh ஜ
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶
    هروقت تونستی...
    توی بدترین شرایط...
    وقتی داری از درون نابود میشی...
    لبخـــ:)ـــند بزنی...
    اونوقت ثابت میشه متولد اسفندی...!